تبليغاتX
سرزمین آفتاب

سرزمین آفتاب

من به دریا رفتم
خاک ساحل ها را بو کردم
سینه ام پر ز غبار آه است
چشم پر سو کردم
من به اندازه ی اشک خندیدم
قدر سر دفتر هر موجودی نالیدم
من به وزن ملکوت آبی را حس کردم
وز شدت خاموشی ریگی که ز خورشید بیابان داغ است،
به شگفت آمدم و صبر و ادراک شکیبایی را حس کردم
وز خمودی، سادگی بگذشتم.
ته حرفم این است:
من به اندازه ی زیبایی قرمز مستم!
ولی از محنت مرغان هوا غمگینم
دل من غم زده و رنجور است

من به دریا رفتم، آب را بشناسم
شن ساحل ها را لمس کنم
به خروش امواج سر تعظیم فرود آرم
به صدف جدول ضرب و هندسه یاد دهم!
خاطرات اسب آبس از زبان خویش را بنویسم
من به دیدار گل نیلوفر،
من به وقت چمن رفتم
من به دریا رفتم
من به دریا رفتم.

دوستان عزیز با اجازتون شاید یه مدت طولانی  نتونم آپ کنم پس از محضر عزیزانی که تا به امروز به من لطف داشتند مرخص می شوم و با همگیتان خداحافظی می کنم .امیدوارم هر کجای این زمین خاکی و در گوشه و کنار این سرزمین آفتابی سکنی دارید موفق و پیروز باشید.

ولی سعی می کنم هر چندگاهی سری به این سرزمین بزنم تا شاهد طلوع دوباره باشم .

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 12:54 توسط مرد جنوبی |


 

می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هیچم و برای او

زنده هستم

او رفت, تنها ماند ..زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد

از او پرسیدم از عشق چه می دانی ؟ برایم از عشق بگو

گفت:عشق اتفاق است باید بنشینی تا بیفتد

گفت:عشق آسودگیست٫خیال است...خیالی خوش

گفت:ماندن است . فرو رفتن در خود است

گفت:خواستن و تملک است٫گرفتن است

گفت: عشق سادست٫همین جاست دم دست و دنیا پر شده از

عشقهای زود٫عشقهای ساده اینجایی و عشقهای نزدیک و لحظه ای

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی

گفتم:عشق یک ماجراست٫ماجرایی که باید آن را بسازی

گفتم:عشق درد است دردتولدی نو. عشق تولد است به دست

خویشتن

گفتم:عشق رفتن است عبور است٫نبودن است

گفتم:عشق جستجوست٫نرسیدن است٫نداشتن و بخشیدن است

گفتم:عشق درد است٫دیر است و سخت است

گفتم:عشق زیستن است از نوعی دیگر

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام

گفتم عشق راز است

راز بین من و توست ٫ بر ملا نمی شود و پایان نمی یابد

مگر به مرگ

...

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 10:16 توسط مرد جنوبی |


سلام به دوستان خوب و بسار گلم امیدوارم دقایقی بسیار خوش ولحظاتی همواره شاد داشته باشید

ازهمه ی دوستان و عزیزانی که تا اکنون بنده را شرمسار نمودند وبا نظرات ارجمند و کاربردیشان به من وبه این سرزمین لطف داشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم

در مورد این پست باید توضیح بدم که هر که به این بازی وبلاگی دعوت شد (یکی مثل خودم)لازم است هفت ترانه و هفت دوست وبلاگ نویس خود را هم به این بازی دعوت نماید در صورتی که فقط این دوستان یک بار دعوت شده باشند .

من هم کارت دعوتم را از دوست بسیار عزیزم سمیره خانم (انبای میناب )دریافت نمودم

این سرگرمی که شاید بتوان اسم آن را بازی نهاد کمی توانسته باشد از این مسایل پر دغدغه  به دورمان نماید و هدیه باشد  برای هفت سین عیدمان

هفت ترانه و هفت دوست

کارت دعوتی برای دوستان گلم:۱.دوست و همکار خوبم محمد جان که به تازگی قاطی مرغها شده

بهش از صمیم قلب تبریک می گم۲.الهام خانم(پیاده در باران)۳.سعیده خانم (کاکتوس)

۴.طاهره خانم (یک عاشقانه آرام)۵.طناز خانم (از صمیم قلب)۶.پرستو خانم ۷.عارفه خانم (مرگ رنگ)

هفت ترانه :

۱.ترانه های ماندگار با صدای ایرج گلپا(من به چشمان خود آموختم رسم محبت را

که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید)

۲.ترانه های استاد محمد رضا شجریان

۳.رضا صادقی(وایسا دنیا)

۴.احسان خواجه امیری(عاشقم من)

۵.جواد یساری(سپیده دم)

۶.ستار(شازده خانم)

۷.رضا صادقی(رفیق نیمه راه)

هر کدام از این ترانه های ذکر شده در بالا لحظاتی شیرین یا تلخ را برایم تداعی می کنند.

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 14:34 توسط مرد جنوبی |


خورشيد،

زخم خورده، گسسته، گداخته،

مي رفت و اشك سرخش.

بر آب مي چكيد .

در بيشه زار دريا،

مي گشت ناپديد !

***

ديگر دلم به ماتم مرگش نمي تپبد !

بازيگران شعبده را مي شناختم !

فردا دوباره از دل امواج مي دميد !

من ،

خسته، زخم خورده، گسسته ...

در بيشه زار حسرت خود،

مي گداختم !

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 23:25 توسط مرد جنوبی |


سلام بر كسی كه خیمه‌اش دریده شد،  سلام بر غریب غریبان، سلام بر شهید شهیدان، سلام بر سكونت‌یافته كربلا، سلام بر كسی كه فرشتگان آسمان بر او گریستند، سلام بر كسی كه فرزندانش پاك‌شدگانند.
سلام بر یعسوب و امیر آیین، سلام بر محل فرود آمدن برهان‌ها، سلام بر امامانِ سرور، سلام بر گریبان‌ها.  قلب‌ها و سینه‌های به خون آمیخته، سلام بر لب‌های پژمرده شكننده ، سلام بر جان‌های از بیخ و بن بریده، سلام بر روح‌های به پنهانی ربوده شده، سلام بر پیكرهای عریان، سلام بر جسم‌های لاغرِ و رنگ‌باخته، سلام بر خون‌های جاری شده، سلام بر عضوهای بریده شده، سلام بر سرهای برافراشته گشته، سلام بر زنان سر برهنه گردیده.
سلام بر حجت و گواه پروردگار جهانیان، سلام بر تو و بر پدران پاكیزه‌ات، سلام بر تو و بر پسران شهادت‌طلبت، سلام بر تو و بر فرزندان و ذریه یاری‌كننده‌ات، سلام بر تو و بر فرشتگان ملازم و همراه آرامگاهت، سلام بر كشته شده مظلوم، سلام بر برادر مسمومش، سلام بر علی اکبر، سلام بر شیرخوار كوچك.
سلام بر بدن‌های غارت شده، سلام بر عترت و خاندان نزدیك و خویشاوند، سلام بر مجادله‌كنندگان در بیابان‌های پهناور، سلام بر دورافتادگان بدون كفن، سلام بر سرهای جدا شده از بدن‌ها، سلام بر حساب‌كننده شكیبا، سلام بر ظلم‌شده بدون یاور، سلام بر سكنا گزیده در خاك پاكیزه، سلام بر صاحب گنبد بلند مرتبه.
سلام بر كسی كه خداوند با جلالت پاكیزه‌اش فرموده، سلام بر كسی كه جبرئیل بدو مباهات كرده، سلام بر كسی كه میكائیل در گهواره با او سخن گفته ، سلام بر كسی كه حرمتش گسسته گردید، سلام بر كسی كه خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر به خون زخم‌های غسل داده شده، سلام بر جام‌های تیرها آب داده شده، سلام بر كسی كه ستم بر او جایز شمرده شده، سلام بر سر بریده شده در میهمانی ، سلام بر كسی كه ساكنان قریه‌ها او را دفن كردند.


سلام بر كسی كه شاهرگش بریده شده، سلام بر مدافع بدون یاور كمك‌كننده، سلام بر سپیدموی محاسن خضاب كرده، سلام بر گونه و رخسار خاك‌آلود، سلام بر بدن غارت شده برهنه، سلام بر دندان‌های پیشین به هم كوبیده شده توسط چوب خیزران، سلام بر سرِ افراشته شده، سلام بر جسم‌های عریان در بیابان‌های پهناور كه گرگان درنده آنها را می‌گزیدند و درندگان مزه خون و گوشتشان را چشیده، به گردشان می‌گردند.
سلام بر تو ای آقای من و بر فرشتگان بال گشوده  اطراف گنبد تو كه بسیار احترام كننده به تربتت هستند؛ طواف كنندگان صحن و فضایت، واردشوندگان بر زیارتت. سلام بر تو همانا قصد تو كرده‌ام و آرزومند رستگاری نزد تو هستم.
سلام بر تو، سلام آشنای به حرم و مقامت، خالص در ولایت و دوستی‌ات، نزدیكی جوینده به خداوند به وسیله محبتت، دوری جوینده از دشمنانت.
سلام كسی كه قلبش به مصیبت و سختی تو زخمی و مجروح و اشكش در هنگام یاد تو ریزان است. سلام دردمندِ گرفته و محزون وشیدای فروتن. سلام بر كسی كه اگر با تو در كربلا بود از تو با جانش از تیزی‌های شمشیرها نگاه می‌داشت، و باقی‌مانده روحش ـ عمرش ـ را برای تو در معرض مرگ می‌انداخت و در پیش رویت كارزار می‌كرد و تو را در برابر آنانی كه بر تو هجوم آورده و شوریده بودند یاری می‌كرد و روح و جسد و مال و فرزندش را فدای تو می‌نمود، و روحش فدای روحت و خانواده‌اش نگاهدار و مدافع خانواده‌ات باد.


ماه محرم .ماه پیروزی خون بر شمشیر و همچنین این ایام سوگواری سالار شهدا ویاران وفادارش را به تمامی دوستانی که تا امروز به من حقیر لطف داشتند ومرا از الطاف و نظرات گرانقدرشان بهرمند نموده اند را تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم در این ایام هر چه از خدای منان طلب نماید به شما عزیزان عطا کند و تمامی عزاداری و گریه وزاری هایتان مورد قبول او قرار گیرد

مارو هم از دعای خیرتان بی نصیب نگزارید

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 16:41 توسط مرد جنوبی |


DESIGN BY :MINOS X

مرد جنوبی در این سرزمین همواره در انتظار طلوع وروشنایی آفتاب دوباره می باشد .نگذارید که این سرزمین رنگ غروب به خود گیرد

(مي توان با يک گل نيلوفري قلب سردي را به گرمي شاد کرد يا که در دشتي پر از آواز عشق گاهگاهي ازعزيزي ياد کرد بوي باران و گل و ريحان شنيد يک سبد احساس را فرياد کرد يا ستوني محکم از لبخند ساخت يک دل ويرانه را آباد کرد)


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

فروردین 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پيوندها

سرزمین باران
پیاده در باران(الهام)
تنهای زیباست!؟...(مینا)
نامه عاشقانه(سایه )
دختر شیرازی
تو هم با من باش (فرزانه )
ترفندهای کامپیوتر.سرگرمی(پرستو)
یک عاشقانه آرام (طاهره)
تنهاترین من منو تنهانزار(مهسا)
یا حق(اسما)
.•* *•. .•* مينا جون.•*
جایی برای ما دو نفر (فریده)
صادقانه بگویم :دوستت دارم(گلسا)
پرنده ی پریدنی(رزا شعباني)
کهنه نقاب(زهرا خانم)
حرف دلتنگی (ستاره)
دخترونه(دختر تنها)
کلبه تنهای(فاطی جون)
سال هاي بي كسي(ندا خانم )
كهكشان راه شيمي (مهدي جان)
بنگري (دخت هرمزگاني )
ناصر عبدالهي
someone says something
انبا ميناب (سميره )
جوجه حنايي (مليكا )
كوچه شهر دلم (سميرا)
دختراي دريا
خلوت قلم (پريسا )
از صميم قلب (طناز)
تنهايي هاي من (آيدا)
كاكتوس (سعيده)
حرفهاي يه دختر غمگين (ياسمين )
مرگ رنگ (عارفه)
زيبايي (ستاره)
ستاره جون (سميرا)
يا تو يا هيچ كس ديگه (لادن)
انجمن شاعران ونويسندگان مرده
بازی باد(محمد شعبانی)


    تعداد بازديدها: